نوحه

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

بـسـوز ای دل که امروز اربـعیـن است *** عـزای پـور ختـم المرسـلیـن
است

مـرام شـیـعـه در خـون ریـشـه دارد *** نگـهبانی ز خط خـون چنین است

حـسـین بن علـی سالار دین است *** امـام و رهـبـر اهـل یـقـیـن است

قــیـام کـربـلـــا گـشـت تـــا قـیـامـت *** سراسر درس بهـر مسلمین است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

حسین است آنکه با حـق همنشین است **** خـدا را حـجـت و دیـن را
امـیـن اسـت

حسین است آنـکه درخـط شهـادت **** امــام اولــیــن و آخـریــن اسـت

حـسـین است آنــکـه حـق را جـاودان کــرد **** حسین اسـت آنکه بـاطـل
را عیان کرد

حسین اسـت آنکه حکـم دیـن بیان کـرد **** حسین است آنکه با قرآن قرین
است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

دل مــا در پـی آن کـاروان اسـت *** که از کرب و بلا با غم روان است

چه زنجـیری به دست و بـازوان اسـت *** کـه گـریـان دیـده ی روح
الامـیـن اسـت

اگر در کربـلا غـم بـی شمـار است *** اگــر دل هـای شـیـعه داغـدار
است

اگر چـشـمان مـهـدی اشکبار است *** ز داغِ آن وداعِ
آخـــــــریــــــن اســـت

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است

کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین
است

به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب

جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است

زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و
مرد

چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین
است

اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند

گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است

دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است

مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است

به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)

نیزه
شکسته‌ها را بزن کنار زینب

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

دل
می رود خبر دهد به زهرا - که بچه ات فتاده روی صحرا

ببین
خزان رسیده نوگلت را - بیا نما جراحتش مدوا -

حسین
تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

کنار
قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

منای
من زمین کربلا شد - تشنه جگر سر از تنم جدا شد

به
این شهادتم خدا رضا شد - حماسه‌ ها ز خون من به پا شد

ذبیح
حق سر از تنش جدا خفته - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

کنار
قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

ز
تیغ کین بریده حنجر من - به روی نی نزاره کن سر من

هزار
پاره پاره پیکر من - به پیش دیده ی دو خواهر من

به
قتلگاه راه مسحیا خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

روی
تو چون به سوی شام ویران - همره تو قافله اسیران

حماسه
ساز صحنه ی جهادم - گوهر عشق و عدل و دادم

میان
خون عزیز زهرا خفته حسینت اینجا خفته

نیزه شکسته‌ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته حسینت اینجا خفته

اربعین(نوحه)







 
 

          

   

یا حبیبی یا حسین (۲)

   

کربلا
    دانی که زندانی شده ام - کربلا دیدی که مهمانی شده ام

   

کربلا
    دیدی حسینم کشته شد - نوجوانانش به خون آغشته شد

   

یا حبیبی یا حسین (۲)

   

کربلا
    ماه بنی هاشم چه شد - یادگار مجتبی و قاسم چه شد

   

آمده
    ام بهرت عزادارای کنم - در جوارت گریه و زاری کنم

   

یا حبیبی یا حسین (۲)

   

ای
    برادر کو سرت کو پیکرت - ای برادر کو علی اکبرت

   

ای
    برادر ای شهید کربلا - ای به خون آغشته ی دشت بلا

   

یا حبیبی یا حسین (۲)

   

 

   

      


یابن زهرا، یابن زهرا، السلام

پرچم پیروزی آوردم زشام

مظهر صبر توام، زائر قبر توام

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین


با

قیام خود قیامت کرده ام

مثل مادر استقامت کرده ام

گفته هایم آتشین، خطبه
هایم دلنشین

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین


ننگ دشمن بر ملا کردم حسین!

شام را کرب و بلا کردم
حسین!

کردم از حق یاوری، با
زبان حیدری

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین


دخت معصومت سفیر شام شد

آبروی مکتب اسلام شد

دورتو پروانه شد، مدفنش
ویرانه شد

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین


نطق تو می بودُ در آوای
من

خون تو جوشیدُ در رگ های
من

شور عاشورایی اَم، خطبه ی
زهرایی اَم

واحسینا، واحسین

واحسینا،واحسین

خلعت احرام خونین جامه ام

جسم مجروحت زیارت نامه ام

در نماز شب تو را یا اخا کردم دعا

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین


ای سرت گرمِ دعا نوک سنان

خیزو یک بار دگر قرآن
بخوان

از بریده حنجرت، کن دعا برخواهرت

واحسینا، واحسین

واحسینا،
واحسین

 

/ 0 نظر / 6 بازدید